
باغبادران شهر شهیدان و شهر خداست مامن پاک انبیا و اولیاست ، ظلمی که بر این مکان رسیده است بر تارک هیچ قلم و افسانه ای نمانده است ، دانی که گور آباد اول کجاست !؟ نعشگاه جوانان و سربازان وطن !؟ دانی که گور آباد دوم کجاست !؟ بالا دست بشمگان یک بیابان مملو از کشتگان !؟ سرداب سور آبادیان شمال باغبادران شاهد است از نعش مادران و کودکان !؟ دانی بر فراز هر تپه و باغ و دمن نعش جوان و مادر و سربازان بپاست !؟ ای وای از این ظلم تازیان واهریمنان .... تو مپرس میدان جنگ مردم و سپاه سیاهی کجاست !؟ هر جا گذر کنی در کوچه باغها و کوه و چمن صحنه ی نبرد نیاکانت با اشقیاست ، دیدم و شنیدم و خواندم در بیداری و خواب فریاد کودکان و مادران بی شوی و فرزند سر بر هواست !؟ ای وای از این ظلم تازیان و اهریمنان .... کوه پیرشمع الدین بر زبان آی و بیدرنگ بگو راز تحملت بر این جفا !؟ ای برجهای غیرت و مردانگی شاهدین نبرد نیاکان بدان !؟ امروز دیو خشم و ستم آن اژدهای خونخوار آخرالزمان سر برآورده است از ایران و باغبادران ، میکشد به رسم ریشه های خبیثش حرمله های قاتل و سعدهای ابی وقاص و عبدالوهاب !؟ ای وای از ظلم تازیان و اهریمنان .... تاریخ دوباره تکرار شده است درس تاریخ کشتار مردم تیسفون و استخر و باغبادران !؟ ای وای از این ظلم تازیان و اهریمنان . رنگ خون جوانان وطن را نتوانید شست !؟ تا شاهدان خدا و خاک و هوا و آتش بپاست !؟ این ننگ شما همیشه مانده است به روزگار از خونین زنده رود و صحرای کارت گیری و خیابان کرچگان.... ای وای از این ظلم تازیان و اهریمنان ، شاهد اعظم خدای اکبر است منتقم خونخواه جوانان وطن !؟ شبهای قدر و دعا و قرآن به سر من با یقین گویم راه میرود خدا بر برجهای شیشه ای عمر ظالمان !؟ باز کرده است پرونده ی قتل پژمانها و احمد ها و باقری ها برپا کرده است حکم فرجام قاتلین و آمرین قعر دوزخ ، جهنم بپاست آتش آن از گریه و ناله های مادران شهداست ، مهر میزند دادنامه ی خانواده ی شهیدان باغبادران این وعده ی خدا و مکر آدمیان و مکر خداست . ای وای از این ظلم تازیان و اهریمنان .

B L O G F A . C O M
برچسب:
نویسنده: پندار شریعتی