
مطالب،مقالات،علمی تاریخی فرهنگی«مدادم را تراشیدم نوشتم وَتن معلم خندید گفت: ایران جان وطن را با (ط) دستهدار مینویسند من که نگاهم به پنجره گره خورده بود گفتم: چه فرقی میکند مهم این است که من خاکم را دوست میدارم ناگهان پنجرهها شکستند سقفها ریختند و مدادِ سرگردان من که از درد مینالید با رنگ قرمز میان خاک و آوار نوشت: میناب مدرسه شجره طیبه دیگر نمیمیرد... » شعر از حمید ابراهیمی بازیگر و هنرمند theater.ir/ci/196485آمارگیر وبلاگ B L O G F A . C O M ...
ادامه مطلب